محمد مهريار

53

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

+ گ + ان » مىرسيم . جزء اول « آ » تخفيف يافتهء « ا » است و جزء دوم حرف « ر » هموند است كه مكرر ديده‌ايم با جزء اول به هم مىپيوندد و به صورت « اور » و « هور » و « هوره » و « اوره » و امثال اينها در مىآيد . « ا » همان آب است كه آرياييان خوش داشته‌اند زيستگاه خود را به آن بنامند و جزء سوم « گ » به انضمام جزء آخر « ان » پسوند نسبت و كثرت است و همان است كه در مهرگان ، آبانگان و خود گلپايگان و امثال اينها داريم و پسوند نسبت و كثرت است و روى هم رفته كلمه به معناى « محل آب » يا « آبگان » است تا اين سخن را به پايان نبرده‌ايم بگوييم كه آرجان همان كلمهء « اورگان » است به صورت ديگر . « 1 » آردران rder n آردران و آردرانچه هر دو ديه از روستاهاى حومهء اردستان به شمار آمده‌اند . « 2 » آردران خود ديهى است بسيار كوچك صاحب 5 خانوار و 25 نفر جمعيت ؛ آردانچه كمى بزرگتر است 8 خانوار و 37 نفر جمعيت دارد . برحسب آنچه از جست‌وجو از اين و آن دريافته‌ام هر دو ديه كوچك است با قناتى كم‌آب كه شايد در حال حاضر نيز آب آنها كمتر شده باشد . چون نظر به قلت آب و كم شدن نزولات آسمانى مردم اين نواحى مهاجرت مىكنند و ديه‌ها و قلعه‌هاى خود را رها مىكنند . اگر آبى كافى داشته باشند كمى گندم و جو و انار و انجير و يكى دو سه بز و ميش دارايى آنهاست ، همين و همين . دست‌تنگى و ضيق معيشت در اين روستا و ديه‌هاى مجاور سخت رقت‌آور است . واژه‌شناسى : اما نام اين دو ديه كه ديه دوم بىشبهه مصغّر ديه اول است نشانى از روزگار بسيار قديم است . در تقطيع اين واژه به سه جزء « آرد + ر + ان » برمىخوريم . جزء نخستين همان كلمهء « ارد » است به فتح اول كه در اوستايى « آشه » و در پارسى باستان « آرته » خوانده مىشود و به معنى پاك و منزه و مقدس است و در عناوين اردبيل ، اردكان و اردستان و غيره ديده مىشود و گاهى در اسم اشخاص به صورت « ارد » و « ارد » ديده شده و در تمام موارد به همان معناى اصلى است و ربطى به آرد و نان ندارد . جزء سوم ، « ان » پسوند كثرت و

--> ( 1 ) - ن . ك . به : عنوان اورگان در همين فرهنگ و براى ديه‌هاى همسايه آن نشريهء 289 م . آ . ا . ص 71 رجوع كنيد . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 4 .